![]() |
![]() |
|
تمدنهای باستان اجرام گوناگونی را در آسمان می دیدند که در میان آنها ستارگان نسبت به یکدیگر ثابت و بدون تغییر بودند. صورتهای فلکی "کشف" نشده اند بلکه "تصور" شده اند. اقوام بابلی٬ یونانی و سایر تمدن های آن زمان با ستاره های آسمان شکل های گوناگونی می ساختند و آنچه اکنون ما به عنوان صور فلکی می بینیم چیزی است که از آنها به ما به ارث رسیده است.
فیثاغورث با مشاهده و رصد دقیق ماه گرفتگی ها متوجه شد که سایه زمین بر روی ماه٬ در همه ماه گرفتگی ها٬ دایره شکل است و این دایره ثابت و بدن تغییر است. تنها شکلی که صرف نظر از جهتش٬ همیشه سایه دایره ای شکل می توانست تولید کند٬ یک کره بود. به کمک این استدلال او به کروی بودن زمین پی برد.
کوپرنیک در سال 1530م. دستنوشته هایش را درباره نظریه خورشید مرکزی خود به پایان رساند اما به دلیل ملاحظات سیاسی و مذهبی انتشار آنها را تا سالهای آخر عمر خود به تعویق انداخت. انتشار نظریه کوپرنیک چنان غوغایی برانگیخت که بیشتر از 200 سال دوام یافت. |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط فرهاد |
|
|
تاريخ تقويم هاي شمسي و قمري: سال 467 در زمان سلطنت جلال الدين ملكشاه سلجوقي و وزارت خواجه نظام الملك ، چون خواستند ترتيب تقويم يعني محاسبه سال و ماه را بر طبق قوانين نجومي و دقيق معين كنند، گروهي از دانشمندان آگاه به علم نجوم را براي اين كار انتخاب كردند و آنها مامور بودند تا محاسبه را ترتيب دهند و اين محاسبه ، درست ترين و دقيق ترين محاسبه سال شماري و معروف به تقويم جلالي است و خيام يكي از اين دانشمندان و گويا سرپرست اين گروه بوده است.هر دستگاه تقسيم زمان به سال ، ماه ، هفته و روز و جدولي كه شامل اين تقسيمات است ، به تقويم يا تاريخ موسوم است.همه اين دستگاه هاي قراردادي حساب زمان در نهايت به امور متناوب طبيعي و دوره هاي گردش طبيعي برمي گردد. در واقع بايد گفت كه تاريخ تقويم از زماني شروع مي شود كه انسان به حال ماندگاري به زراعت پرداخت ؛ در نتيجه متوجه شد كه موسم بذرافشاني به فواصل منظم همه ساله بازمي گردد.سپس به شمردن ايام ميان 2 موسم متوالي بذرافشاني پرداخت. ماههاي قمري و مشكلات آن از نخستين پيشرفت هايي كه در حساب زمان حاصل شد، اتخاذ دوره گردش قمر بود. منجمان 2 تعريف براي ماه دارند؛ ماه نجومي كه فاصله زماني ميان دو عبور متوالي قمر از مقابل يك ستاره ثابت است و ماه هلالي ، كه فاصله زماني ميان دو مقارنه قمر و خورشيد است.ماهي كه در آن روزها از آن استفاده مي شد، ماه هلالي بود. پس از آن كه استفاده از ماههاي قمري بر استفاده فصلها در تقسيم سال طبيعي غلبه پيدا كرد، ماهها را بر حسب فصلي كه در آن مي افتاد، نامگذاري كردند.مبنا قرار دادن ماههاي قمري ، به عنوان حساب زمان ، با مشكل مواجه شد؛ چون پديده هاي طبيعي كه ماهها به مناسبت آنها نامگذاري شده بودند، بايد همواره در همان ماه پيش بيايد كه اين ممكن نيست. راصدين نخستين ، وسيله اي براي محاسبه طول دقيق سال شمسي و قمري نداشتند، ولي عده اي از آنها، با شمردن تعداد ايام ميان 2 انقلاب متوالي يا 2 اعتدال متوالي و حساب متوسط ارقام حاصل در طي چندين سال ، طول سال شمسي را نزديك به 365 شبانه روز به دست آورده بودند. اين گونه كه مشهود است، سال شمسي نزديك به 11 شبانه روز از 12 ماه هلالي ، طولاني تر است. اگر يك رصدكننده بدوي مي خواست تناظر ماهها را با فصول طبيعي تا حدي محفوظ نگه دارد، مجبور بود اختلافي را كه از جمع شدن تفاوت 11 روز در هر سال حاصل مي شد و پس از 3 سال به بيش از يك ماه اضافه مي شد، تصحيح كند.راه ساده اين مساله ، كبس (kabs) يعني الحاق يك ماه قمري اضافي بود. در چنين دستگاهي ، بعضي سالها 12ماهه و بعضي 13 ماهه مي شدند.بسياري از اقوام بدوي كبس را از طريق مشاهده انجام مي دادند. سال شمسي براي مصريان قديم ، به مناسبت نقش حياتي طغيان هاي سالانه رود نيل در اقتصاد زراعتي آنها و به ترتيب نسبتا منظم اين طغيان ها، سال شمسي اهميتي بيش از سال قمري داشت.به همين دليل ، از زمانهاي بسيار دور، تقويم شمسي خالص ، جايگزين تقويم قمري بدوي شد. سال شمسي به 3 فصل 4 ماهه تقسيم مي شد.هر ماه 30 شبانه روز بود و پس از 12 ماه ، 5 روز اضافي درج مي شد و به اين ترتيب ، سال درست ، مركب از 365 شبانه روز بود.در سالي كه اين تقويم اختيار شد، اولين روز اولين ماه ، مقارن ، رصد تشريق شعراي يماني آغاز شد و انتخاب آن مسلما به اين سبب بود كه تقريبا مقارن آغاز طغيان نيل و انقلاب صيفي بود. تقويم جلالي يا ملكي تقويم شمسي كه در زمان جلال الدوله ملكشاه سلجوقي تاسيس شد و در قسمت اعظم ايران رواج يافت ، همان تقويمي است كه امروزه رايج است.مبدا اين تقويم روز جمعه 9 رمضان 471 هجري قمري است. سال جلالي از اول بهار آغاز مي شود و 12 ماه 30 روزه و 5روز اضافي به دنبال ماه دوازدهم دارد. روز اول سال جلالي ، يعني روز ورود خورشيد به اعتدال بهاري با روز ورود خورشيد به نخستين درجه حمل انطباق يافت با اين قرارداد، سال جلالي به عكس سال مسيحي كه در هر 10 هزار سال ، قريب 3 روز با سال شمسي اختلاف پيدا مي كند، هميشه مطابق با سال شمسي قرار دارد و آن را مي توان دقيق ترين تقويم جهان دانست ؛ ولي سالهاي كبيسه در تقويم جلالي ، ثابت نيستند و كبيسه كردن موقوف به نتايج رصد هر سال است. تقويم هاي زرتشتي زرتشتي گري در دوره ساساني رواج يافت. پس از حمله اعراب ، زرتشتيان در مناطق مختلف پخش شدند كه باعث پيدايش تقويم هاي گوناگون شد.تقويم زرتشتي ، خورشيدي است و با زمان تاجگذاري آخرين پادشاه زرتشتي ، يزدگرد سوم ، شروع مي شود.سال تقويم اوستايي (زرتشتي) در هر 4 سال ، يك شبانه روز يا به طور دقيق تر در هر 128 سال ، 31 شبانه روز از سال شمسي حقيقي عقب مي افتد و در نتيجه ، مثلا نوروز در طول سال تغيير مي كند.در باب تنظيم زمان در ايران باستان ، اطلاعات قطعي در دست نيست. احتمالا در بدو امر، سال قمري ايجاد شده ، ولي ظاهرا ميان مردم كشاورز و گله دار، كه اساس كارهايشان بر فصول طبيعي است ،بايد بزودي ترتيب كبيسه اي داده شده باشد.اولين شكل تقويم كه از آن نزد اقوام ايراني خبر داريم ، تقويم اوستايي قديم است كه قمري - شمسي و آغازش بر پايه انقلاب سيفي بوده است.بعيد نيست كه در نتيجه مهاجرت اقوام ايراني و به اقتضاي آب و هوا يا به واسطه رابطه اي كه با تمدن بابلي و آشوري داشتند، مبدا سال آنها تغيير كرده باشد. نشانه اين تقويم پارسي قديم در كتيبه هاي داريوش پيدا شده است.تقويم اوستايي در تمام جزييات با تقويم مصري مطابق است و هر روز ماه ، چنان كه در مصر معمول بوده ، به يك فرشته موكل منسوب و به اسم او موسوم است و البته تنها مشكل در اين تقويم ، همانند بسياري از تقويم هاي ديگر، كبيسه گيري بوده است كه اين مشكل با به وجود آمدن تقويم جلالي تا حدودي حل شد. |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط فرهاد |
|
|
کشف فیثاغورث کاملاً مستند است. وی با اطمینان از اینکه اعداد بر جهان حکومت میکنند، به تحقیق درمورد رابطه میان طول تارها در آلات موسیقی پرداخت که ترکیبات هماهنگی از اصوات تولید میکنند. این کشفیات او شاید نخستین بیان ریاضی یک قانون فیزیکی باشد و بتواند نخستین گام در پیدایش فیزیک نظری باشد.
یکی دیگر از افرادی که در پیدایش فیزیک سهم داشته است، ارسطو میباشد. هر چند ارسطو در تمام مباحث کارهای بزرگی انجام داده است که اندیشه انسانی را مدت 2000 سال پس از مرگ خود تحت تأثیر قرار داده ، اما مهمترین سهم او در فیزیک نام گذاری این علم میباشد که از کلمهای یونانی به نام طبیعت اقتباس شده است. |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط فرهاد |
|
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط فرهاد |
|
|
رسیدن به منبع و سرچشمه اصلی علم فیزیک به اندازه رسیدن به سرچشمه بسیاری از رودهای بزرگ دشوار است. همانگونه که یک رود بزرگ از چندین چشمه کوچک حاصل میگردد، چشمههایی که رود عظیم علم فیزیک را بوجود آوردهاند، در سراسر زمین پراکنده بودند که انسان اولیه ، یعنی انسان متفکر بر آن سکونت داشته است. اما به نظر میرسد که بیشتر این مردم در دامنه جنوبی شبه جزیره بالکان (یونان باستان) بودهاند. جالب توجه است که ملل قدیمی دیگر مانند بابلیان و مصریان که در توسعه ریاضیات و نجوم سهیم بودهاند، در پیشرفت فیزیک هیچ سهمی نداشتهاند چون خدایان بابلیان و مصریان دور از مردم و در میان ستارگان میزیستند، حال آنکه خدایان یونانیان در ارتفاعی تنها در حدود 3000 متر بر قله کوه اولمپ زندگی میکردند. و اصطلاح مانیتیسم (مغناطیس) از نام چوپانی به نام (σηυγαm) سرچشمه میگیرد. تشخیص تقدم یا تأخر زمانی این کشفیات افسانهای دشوار است.
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط فرهاد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
سلام و خوش آمدید ! در این وبلاگ سعی دارم سیر تکاملی علم فیزیک و علوم مرتبط به آن و همچینین زندگی برخی از فیزیکدانان را بررسی کنم ، امید است که مورد استفاده خوانندگان و دوستداران تاریخ علم فیزیک قرار گیرد .
|
| پیوندها |
|
زندگی کمی از فیزیک هوپا سقف بلند(تاریخ علم و فلسفه ) گوناگون فیزیکدان جوان کامران وفا تاریخ و فلسفه علم آندرومدا نجوم هنر فیزیک |
|
RSS
|